هیپنوتیسم و ناظر پنهان

 

در این لحظه  که این  متن را می خوانید خوابید یا بیدارید ؟

پرسشی واضح است همه ی  ما تفاوت بین خواب و بیداری را می دانیم تفاوت

میان هشیاری و نا هوشیاری.

 البته از ناهشیار آگاهی زیادی نداریم و ناهشیار همچنان در طی قرون متمادی در سایه و ابهام قرار گرفته است البته خود هشیار نیز جنبه ی خصوصی دارد  چرا که لحظه ای توجه خود را به مطلبی معطوف می کنیم و لحظه ای دیگر غرق اوهام و خیال می شویم در کل هشباری طیف  گسترده ای است از یک حواسپرتی ساده تا گم گشتگی و تحریفات ادراکی ناشی از مصرف دارو می تواند باشد .

هیچیک از حالتهای دگرگون هشیاری به اندازه ای هیپنوتیسم بحث انگیز نبوده است ، هیپنوتیسم که زمانی سحر و جادو به حساب می آمد امروزه موضوع بررسی های دقیق علمی قرار گرفته است و همانند سایر حوزه های روانشناختی دارای مجهولات بسیاری است .

در هیپنوتیسم ، کسی که علاقه و آمادگی همکاری دارد (و تنها چنین اشخاصی در اکثر موقعیتها قابل هیپنوتیسم شدن می باشند )بخشی از کنترلی را که بر رفتار خود دارند به هینوتیسم کننده واگذار می کنند و تحریفاتی را در واقعیت می پذیرند .

برای ایجاد چنین حالتی هیپنوتیسم کننده از روشهای مختلفی می تواند استفاده کند می توان از روشهای آرامش دهی استفاده کرد یا حتی در حالت فعالیت شخص را به خواب هیپنوتیسمی برد البته توجه بفرمایید خواب در اینجا جنبه ی استعاره ای ست چون شخص واقعا به خواب نمی رود و همچنان به صدای هیپنوتیسم کننده گوش می دهد به عنوان مثال در تحقیقی از هیپنوتیسم شدگان خواسته شد با دوچرخه های ثابت آزمایشگاهی رکاب بزنند و در همان حال افزایش نیرو به آنان تلقین شد این آزمودنیها به اندازه ی کسانی که به شیوه ی آرمیدگی هیپنوتیسم شده بودند پاسخدهی مثبت داشتند .

تغییرات زیر از مشخصات حالت هیپنوتیسم است :

- برنامه ریزی متوقف می شود و شخص مایل نیست خودش کاری انجام دهد و منتظر تلقینات هیپنوتیسم کننده می شود

- توجه گزینشی تر از معمول می شود شخصی که به او گفته می شود فقط به صدای هیپنوتیسم کننده گوش دهد تمام صداهای دیگر را ناشنیده می گیرد

- تخیلات غنی به آسانی بر انگیخته می شود ممکن است شخص فکر کند در زمانی و مکانی دیگر در حال تجربه های دیگری است

- واقعیت آزمایی کاهش می یابد و تحریف واقعیت پذیرفته می شود شخص هیپنوتیسم شده ممکن است بی چون و چرا تجربه های موهومی را بپذیرد

- تلقبن پذیری افزایش می یابد ، اصولا هیپنوتیسم شدن شخص منوط به این است که شخص تلقین پذیر باشد اما اینکه تلقین پذیری افزایش می یابد خود موضوع بحث بر انگیزی است البته مختصری افزایش هست اما نه چنان که دیگران تصور می کنند

- در اغلب موارد فراموشی پس هیپنوتیسمی دیده می شود کسی که بسیار هیپنوتیسم پذیر باشد با دریافت دستور همه یا قسمتی از وقایع جلسه را فراموش می کند و با صدور علامتی که قبلا تعیین شده همه ی خاطرات جلسه را به یاد می آورد

با هیپنوتیسم می توان در افراد پاسخ های حرکتی ایجاد کرد مثلا به شخص تلقین شود که دستش خشک شده و شخص عملا نخواهد توانست دست خود را حرکت دهد یا اگر حرکت دهد بسیار سخت این کار را انجام خواهد داد .

در هیپنوتیسم می توان از توهمات مثبت و منفی استفاده نمود توهمات مثبت یعنی صدای یا  چیزی که وجود ندارد را شخص ببیند و توهمات منفی یعنی چیزی که وجود  دارد و قابل درک است را شخص درک نکند از توهمات منفی می توان برای مهار درد استفاده نمود مثل سوختگی یا شکستگی نه آنکه درد به کلی متوقف شود بلکه آن را می توان کاهش داد .

بسیاری از تغییرات رفتاری مورد نطر را می توان از طریق تلقینات پس هیپنوتیسمی ایجاد نمود و حتی بسیاری از توهمات را نیز می توان ایجاد نمود بطور مثال به آزمودنی گفته شده بعد از بیدار شدن از حالت هیپنوتیسم خواهد دید که خرگوشی در دست دارد و آن را نوازش می کند و خرگوش می پرسد:

« ساعت چند است ؟ »

 دیدن و نوازش خرگوش برای بسیاری از آزمودنی ها امری عادی است اما زمانی که متوجه می شوند وقت را دارند اعلام می نمایند شگفت زده می شوند و سعی می کنند رفتار خود را توجیه کنند :

« راستی ببینم کی از من پرسید ساعت را پرسید ؟ شاید بی معنا باشد اما مثل اینکه خرگوش از من پرسید اما خرگوش که حرف نمی زند !!!!!!!»

و اما مفهومی که در محافل روانشناسی امروزه بحث برانگیز می باشد و برای خود من بسیار فابل تامل و تعمق می باشد مفهوم ناظر پنهان می باشد دکتر هیلگارد متوجه شد:

در بسیاری از افرادی که هیپنوتیسم می شوند  بخشی از ذهن که خارج از حیطه ی آگاهی است ظاهراٌ نوعی نظارت کلی بر تجارب او دارد یافته به شرح زیز است :

« دکتر هیلگارد در شرایطی شگفت انگیز موفق به کشف دو فرایند هیپنوتیسم شد در کلاس برای نمایش عملی هیپنوتیسم ، آزمودنی مجرب و تصادفاٌ نابینایی را ،انتخاب کرده بود .

هیلگارددر آزمودنی ، ناشنوایی ایجاد کرد و به او گفت زمانی قادر به شنیدن خواهی شد که دستی بر شانه ات گذاشته شود .

آزمودنی که تماس خود را با جهان خارج از دست داده بود ، حوصله اش سر رفت و شروع کرد به فکر کردن درباره ی چیزهای دیگر .

هیلگارد به شاگردانش نشان داد که این آزمودنی از پاسخدهی در برابر صدا و صحبت به کلی ناتوان است ، اما بعد این سوال پیش آمد که آیا  آزمودنی واقعا تا این اندازه که فکر می کنیم فاقد پاسخدهی است ؟

هیلگارد با صدای آرامی از آزمودنی پرسید :

« با  اینکه در حالت ناشنوایی هیپنوتیسمی هستی ، ممکن است چیزی در وجود تو هنوز قادر به شنیدن باشد ؟اگر چنین است ، لطفا انگشت سبابه ات را بلند کن »

و در برابر حیرت حاظران و حتی خود آزموددنی هیپنوتیسم شده ف انگشت وی بلند بلند شد .

در این موقع آزمودنی اظهار داشت می خواهد بداند قضیه چیست ؟ هیلگارد دستی بر روی شانه ی آزمودنی گذاشت تا بتواند بشنود و به وی قول داد که بعداٌ ماجرا را توضیح خواهد داد، در عین حال از آزمودنی پرسید که آیا چیزی به خاطر می آورد یا نه .

آزمودنی توضیح داد تنها چیزی که به خاطر دارد این است که همه جا سکوت بود بعد حوصله اش سر رفت و شروع کرد به فکر کردن دربارهی مسّله آمار ، و آنگاه احساس کرد انگشت سبابه اش بلند شد و بنابراین ، خواست علت را بداند .

سپس هیلگارد به آزمودنی گفت :

 « می خواهم از آن قسمت از وجودت که به من گوش داد و موجب شد اگشت سبابه ات به حرکت  کند گزارشی بشنوم »

و اضافه کرد که خود آزمودنی قادر به شنیدن گفته های خودش نخواهد بود ، معلوم شد که این بخش دوم از آگاهی آزمودنی تمام آنچه را که که اتفاق افتاده بود شنیده و می تواند آن را گزارش دهد .

هیلگارد برای برای توصیف این شاهد مستقل ، استعارهی مناسبی یافت « ناظر پنهان » (هب ، 1982،صفحه ی 53 )»

ملاحظه میکنیم که استعاره ی ناظر پنهان به یک ساختار ذهنی اشاره دارد که بر تمام رویدادها نظارت دارد از جمله رویدادهایی که شخص هیپنوتیسم شده هشبارانه از آن آگاه نیست وجود ناظر پنهان در بسیاری از آزمایشها تایید شده هیلگارد و همکارانش این پدیده را با تجارب روزمره ی زندگی مقایسه می کنند که شخص دقت خود را میان دو تکلیف تقسیم می کند مانند رانندگی و صحبت کردن بطور همزمان ، یا ایراد سخنرانی و همزمان با آن ارزیابی کیفیت سخنرانی خود .

 کیست این پنهان مرا در جان و تن

کز زبان من همی گوید سخن؟

این که گوید از لب من راز کیست

بنگرید این صاحب آواز کیست

در من اینسان خودنمایی می کند

ادعای آشنایی می کند

کیست این گویا و شنوا در تنم؟

 

 

 

 

/ 5 نظر / 35 بازدید
ساسان

سلام هیپنوتیزم .. چه از جنبه ی علمی و چه کاربردی .. هم ظرفیت و هم آمادگی ذهنی بالایی را طلب میکند افراد با انگیزه های متفاوتی به این مطلب می پردازند و عموما جنبه های کاربردی آن را بیشتر مورد توجه قرار می دهند حتی شنیدم پرستاران رشته ی مامایی با استفاده از این روش علمی ، زایمان بدون درد انجام میدهند و .. شما چه خوب ، دقیق ، علمی و با مثال روشن مطلب را رسانده اید هر چند کلام سحرانگیز شما خود بخود خواننده ها را هیپنوتیزم کرده ، اما .. آیا میشود از راه دور هم هیپنوتیزم شد ؟ خواهیم هیپنوتیزم شویم .. میشود ؟ آیا هیپنوتیزم با صدا هم میشود ؟ امان از این بشر دو پا .. می بینید تو را به خدا .. چه کارها که نمیکند پاینده باشید [گل]

مهرآئین

کیست این گویا و شنوا در تنم........معرکه بود....[قلب][ماچ]

آقا فرشته بیکار

جالب بود و حیرت آور . دوست دارم یه بار هیپنوتیزم کردن یه نفر رو ببینم .

امیر

این ناظر یک اسمی داره من مشتاقانه مایلم بدونم اسمش چیه؟ اسمشون میگن که در اسلام هم آمده. ممنونم از متنتون.زیبا بود.