عبور از دریای سرخ وجودمان !

 

همواره ماجرای عبور قوم یهود از دریای سرخ برایم جالب بوده و همیشه فلسفه و رمزی خاص را در آن دیده ام  چیزی فراتر از قصه و داستان که باید تعمیم می یافت بر ذات بشر،نکته ای ، طریقتی ،شهودی ....

حضرت موسی آنها را از سرزمین مصر (از خانه ی بندگی و اسارت ) بیرون میبرد اما مصریان آنها را تعقیب می کنند .

قوم یهود همچون بیشتر مردم دوست نداشتند به خدا توکل کنند از این رو میان آنها زمزمه افتاد و به موسی گفتند :

« آیا این آن سخن نیست که به تو در مصر گفتیم که ما را بگذار تا مصریان را خدمت کنیم زیرا که ما را خدمت مصریان بهتر است از مردن در صحرا »

« موسی به قوم خود گفت مترسید و بایستید و نجات خداوند را ببینید که امروز آن را برای نشان خواهد داد زیرا مصریان را که تا امروز دیدید تا ابد دیگر نخواهید دید . خداوند برای شما جنگ خواهد کرد و شما خاموش باشید »

می توانیم بگوییم موسی میخ امید را در قوم خود کوبید . زیرا |آنها ترجیح می دادند که برده ی تردیدها و ترسهای کهنه ی خود باشند . ( در اینجا مصر نماد یا مظهر تاریکی ست ) تا اینکه جهشی عظیم به سوی ایمان ،از صحرا بگذرند و در ارض موعود خود قرار گیرند .

براستی که پیش از رسیدن به ارض موعود باید از صحرا گذشت .

تردیدها و ترسهای کهنه ، پیرامون آدمی خیمه می زنند ، اما همیشه کسی پیدا می شود تا بگوید : « به پیش برو » همیشه یک موسی بر سر راه  انسان سبز می شود : گاه یک دوست و گاه شهود !

« و خداوند به موسی گفت چرا نزد من فریاد می کنی ؟ قوم را بگو که کوچ کنند .( به پیش روند ) و اما تو عصای خود را برافراز و دست خود را بر دریا دراز کرده آن را منشق کن تا قوم از میان دریا بر خشکی رهسپار شوند .پس موسی دست خود را بر دریا دراز کرد و خداوند دریا را به باد شرقیی شدید تمامی آن برگردانید دریا را خشک ساخت و آب منشق گردید و قوم یهود در میان دریا از خشکی می رفتند برای ایشان بر سر راست و چپ دیوار بود و مصریان با تمامی اسبان و عرابها و سواران فرعون از عقب ایشان تاخته به میان دریا آمدند و خداوند به موسی گفت دست خود را بر دریا دراز کن و به وقت طلوع صبح دریا به جریان خود بازگشت و مصریان به مقابلش گریختند و خداوند مصریان را در میان دریا به زیر انداخت و آبها برگشته عرابه ها و سواران و تمام لشکر فرعون را که از عقب ایشان به دریا آمده بودند پوشانید که یکی از ایشان هم باقی نماند » 

حال حکایت ، حکایت یکایک انسانها می باشد یعنی حکایت صحرای تو و دریای سرخ تو و ارض موعود توست .

هر انسانی صاحب مراد و ارض موعودی ست منتها چنان اسیر مصریان (اندیشه های منفی )شده اید که همه ی اینها دور از دسترس و محال یا عالیتر از آن می نماید که بتواند پیش بیاید توکل به خدا را نظریه ای بس مخاطره انگیز می پندارید می ترسید مبادا صحرا بدتر از مصریان باشد .

و تازه از کجا معلوم ارض موعودی هم در کار باشد ؟

ذهن استدلالی همواره از مصریان حمایت می کند .

اما دیر یا زود کسی  یا چیزی  خواهد گفت که پیش برو و معمولا این یک موقعیت است که خواه ناخواه به سوی آن کشیده می شوید .

در واقع زمین خشک نماد یا مظهر جوهری اساسی در زیر «پا » است و « پا » نماد فهم .

توجه بفرمایید موسی دارای اعتقادی راسخ و شهامتی عظیم و از خود گذشتگی کامل بود تا بدانجا که او را حلیم ترین انسان خوانده اند او چنان در برابر فرمانهای خدا حلیم بود که از مقتدر ترین انسانها شد .

از این رو او هرگز در فرمان خدا شک نکرد به قوم گفت پیش بروید واقعا چنین فرمانی شهامت  بسیار می خواهد به پیش راندن افراد بسیاری در دریا با این ایمان کامل که غرق نخواهند شد .

و اما معجزه را بنگرید !

دریا از هم به فرمان خداوند شکافته می شود !

اکنون به یاد داشته باشید که چه بسا این معجزه همین امروز برای خودتان پیش بیاید . همین حالا به مشکل خود بیندیشید شاید از بس در اسارت فرعون ( تردید ها و ترسها و نومیدیهای خود ) زیسته اید که نیروی ابتکار خود را از دست داده اید .

به خود بگویید: به پیش یرو !

به ما گفته اند که خداوند معجزات خود را به شیوه هایی اسرار آمیز به انجام می رساند یعنی از راههایی حیرت انگیز و غیرمنتظره،یکی از این شیوه ها جادوی کلام است یا همان نیروی دعا (بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را ) به محض آنکه کلام لازم را بر زبان آورید خداوند به شما می بخشد .

پس بر دریای سرخ تنگدستی و محدودیتهای خود بتازید یعنی دست به کاری بزنید که بی باکی شما را نشان دهد .

به خود بگویید :

« آبهای دریای سرخ من از هم می شکافد و از روی زمین خشک می گذرم و هم اکنون به سود ارض موعود خود پیش میروم »

با امید آنکه تسلیم محض حضرت دوست باشیم و توکل را نه به زبان که به عمل داشته باشیم در پناه حق باشید .

 

/ 11 نظر / 43 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ساسان

آبهای دریای سرخ من از هم می شکافد و از روی زمین خشک می گذرم و هم اکنون به سوی ارض موعود خود پیش میروم

طارق گادلی

سلام و درود بر شما باد و درودی دیگر بر محمد و آل او که بهترین درود هاست و زینیت دهنده کلام من و من ها .. و سلامی بدون غش بر شما باد ... شما چه زیبا داستن زیبای حضرت موسی رو با جهان امروزی و با روزگار همه من ها پیوند دادین و بی خبران را آگاه کردین و من هایی همچو من را به فکر توکل انداختین که به عمل برسم ... امید هست همیشه وبلاگ تان را پر از پند و اندرز برای همه من ها ببینم ... کلبه خودم را بانام خدا و با یاد خدا زینت داده ام .. شما هم گر قدر رنجه فرمایید زینتش دو برابر خواهد شد.... .... یا علی مدد ... به امید دیدار آقا ... یا علی مدد

طارق گادلی

سلام و این هم هدیه از بابا علی ... ( کار ها چنان در سیره تقدیر است که چاره اندیشی به مرگ می انجامد ..) یا علی مدد

طارق گادلی

سلام بر شما و دوردی دیگر بر محمد و آل او و درودی بی غش بر ناموس خدا ( فاطمه بزرگ ) .... وسلام بر شما که نام خداست .... کلبه ام را با بوی خدا زینتی دیگر داده ام ... بیایید و بویش را در مشام تان تکرار کنید ... یا علی مدد

طارق گادلی

سلام و درود بر شما باد و سلامی دیگر بر او آلش ... یا علی مدد .. بیا پیشم آپ کردم ...

گلوریدا

هرسا ل سهم نعمت بارانمـــان کم است لبخندهای ســــــبز بیابانمـــــان کم است در استوای این همــــــه دلهــــای منجمد آتش برای فصـل زمســــتا نما ن کم است شیرین نشد به کــــــام دل مــا زمانه هم این روزها که شـــور فراوانمان کم است لیلی کجاست؟..تاکه ببـــــــیند به روزگار مجنون شـعـــرهای پریشانمــــان کم است باید برای غـــــــــربــت باران دعــــا کنیم سوز و گداز نـــای نــیســـــتانمان کم است [گل][گل][گل]

فواد

اگه حوصله نداری به خدا حق داری! اگه آخرای کاری به خدا حق داری! واسه ما زیاده دیگه اینهمه بیکاری اگه هر روز کم بیاری به خدا حق داری!

مهرآئین

درطریقت هر چه پیش سالک آید خیر اوست....در صراط مستیم ایدل کسی گمراه نیست...[قلب][گل]