موجیم  و  وصل ما ،از خود بریدن است

ساحل بهانه است ،رفتن رسیدن است

 

تا شعله در سریم،  پروانه اخگریم

شمعیم واشک ما،در خود چکیدن است

 

ما مرغ بی پریم ،از فوج دیگریم

پرواز بال ما ، در خون تپیدن است

 

پر می کشیم و بال ، بر پرده خیال

اعجاز ذوق ما ،در پر کشیدن است

 

ما هیچ نیستیم ، جز سایه ای ز خویش

آیین آینه، خود را ندیدن است

 

گفتی مرا بخوان ،خواندیم وخامشی

پاسخ همین تورا ،تنها ، شنیدن است

 

بی درد وبی غم است ،چیدن رسیده را

خامیم ودرد ما ، ازکال چیدن است

/ 3 نظر / 7 بازدید
سید امیر حسین مولانا

سلام فریبای نازنین [گل] شاهکار بود آیین آینه، خود را ندیدن است فوق العاده بود فوق العاده ... درود بی کران بر شما [گل]

مهرآئین

سلام ....اتفاقا این روزا منم زیاد یادش کردم...خدا رحمتش کنه...

علی

خیلی متشکرم به خاطر شعر زیبایی که نوشته بودی ! موفق و موید باشی در پناه خدا [گل]